کردانه: سوسن محمد خانی غیاثوند: در مملکتی که مردان پیر و سالخورده و لب گورش به محض از دست دادن و یا طلاق همسرانشان تصمیم به ازدواج مجدد که می گیرند اولین گزینه ی آنها دختر 14 ساله ای است که رنگ «آفتاب – مهتاب» به چشم ندیده است، چقدر می تواند در چنین مملکتی برای زنان بیوه، مطلقه، میان
سی سال است که ستيزی بیامان ميان "فرهنگ طبقه متوسط" و "فرهنگ فرودستان" ادامه پيدا کردهاست. نخست فرودستان تجليل میشدند و حضورشان نشان حقانيت بود و طبقهی متوسط خواستار حکومت آنان بود. بعد که طبقهی متوسط ديد به دست آنان سرکوب میشود، سرخورده شد، اما سرخوردهای سردرگم زيرا جسارت اعتراف به خطای در انديشه نداشت
ساخته ی ناهید سروستانی (پرشون)
|
|
همشهري – حميد ضياييپرور: علم مقولهاي از جنس انزوا و گوشهنشيني نيست ، دورهاي كه دانشمند سالها و دههها در كنجي مينشست و به قول معروف دود چراغ ميخورد و بعد اثري يا نظريهاي ارائه ميداد گذشته است . علم امروز از مقوله ارتباطات است؛ آن هم ارتباطات مدرن.
از بیست و دوی بهمن به این طرف صدای شكوه و شكایت همهٌ مخالفان و بخصوص آنهایی كه همت كرده بودند و برای مبارزه با رژیم به خیابان آمده بودند، بلند است. بسیاری خود را آماده كرده بودند تا با ریختن به میدان درسی را كه در روز عاشورا به حكومت داده بودند مكرر نمایند ولی نتیجه جز آن شد كه میخواستند. باید بدون مجامله و معطلی وضعیت را ارزیابی كرد و درسی را كه باید از واقعه گرفت وگرنه سر حرفهای نامعقول باز خواهد شد و روحیهٌ مبارزان
فردوسی اسلام را در نهادش به ما میشناساند و تشكل فرهنگ ما را در چنین نهادی نمودار میسازد. نهاد اسلامی یعنی گودال توحید، نبوت، و وعد و وعید كه ما را در خود سرنگون ساخته است. در چنین سقوطی كه از منظر فردوسی در همان نخستین برخورد ایران و اسلام آغاز میگردد، شیرازهی فرهنگی، اجتماعی، فردی و شخصی «ما ایرانیان» از هم میپاشد و ما در این پرتگاه همچنان فروتر میافتیم.
قریب هشت ماه از جنبش موسوم به سبز مردم ایران می گذرد. جنبشی که با اعتراض به دروغ و تقلب انتخاباتی 22 خرداد با شعار «رآی من کجاست» آغاز و با آماج قرار دادن دیکتاتوری واستبداد وعلیرغم همه رفتارهای وحشیانه وغیر انسانی با معترضین توسط رژیم تا به امروز ادامه یافته و همبستگی افکار عمومی داخلی و جهانی را عمیقا به سوی خود جلب کرده است. این جنبش
اکنون در شرایط بسیار حساسی بسر می برد.







ازلحاظ حقوقی اقدام دولتی که با اغراض سیاسی و با توسل به زور و خشونت درصدد ترساندن و ایجاد وحشت در«افکارعمومی» کشورش باشد (و نه فقط شهروندانی که به خیابان آمده اند) مصداق ارهاب و تروریسم دولتی است.